X
تبلیغات
منابع آزمون های ضمن خدمت فرهنگیان - آزمون مهدویت و وظایف منتظران - بخش دوم

 

 

13

درسمان در دکترین انتظار رسید به یکی از مهم ترین مبانی دکترین انتظار که مبحث استخلاف بود،‌ و گفتیم در قرآن 3 نوع استخلاف معرفی شده: اولی استخلاف عام است که استخلاف همۀ‌ جوامع و امت ها در طول تاریخ بوده است. دوم استخلاف انسان کامل و حجت الهی است و سوم استخلاف انسان‌های صالح و پیروان انبیاء ‌و اوصیاء‌ و کسانی که پیرو راهبران راستین الهی هستند  و در این مسیر ثابت قدم هستند و گفتیم که در قرآن کریم دربارۀ استخلاف صالحان 3 دسته آیه ما داریم، از هر کدام از این دسته آیات نمونه هایی را خواهیم گفت.

بخش اول استخلاف صالحان در امت های گذشته است،‌ یعنی قرآن کریم به ما گزارش می کند که در امت های گذشته داستان این بوده که خدای تعالی امتی را به عنوان خلیفه عام خودش می آورده و انبیاء و رسولانی را می فرستاده که به اینها تذکر بدهند که کی هستند و چی هستند و رضای الهی در چیست و چگونه بایدعمل بکنند و هدف نهایی چیست؟ و آن بخش عمده ای که به دنیا توجه داشته اند و حاضر نبودند که همراه انبیاء ‌باشند آنها را قرآن می فرماید نابود می کردیم و فقط آن دسته را که ایمان می آوردند و به این نهضت می پیوستند را آنها را نجات می دادیم و خلیفه خودمان قرار می دهیم این دسته اول از آیات است که به عنوان مثال در سورۀ‌ ابراهیم (ع) در آیات 9 تا 14 می‌خوانیم ،‌ أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ یعنی آیا خبر آن کسانی که پیش از شما بودند و همان طور که در آیات قبل گفته که هر کدام  از اینها خلیفه خدا در روز زمین بودند این اقوام به شما نرسید، قوم نوح، قوم عاد،‌ قوم ثمود و آنهایی که قبل از شما آمده بودند، خلاصه می کنیم تا اینکه می رسیم به اینجا که وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ، کفار به این پیامبرانی که می آمدند تا آنها را توجه بدهند، آن بخشی که ایمان نمی آوردند می گفتند که  لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَآ ، این زمین برای ما است و خلیفه چیست؟ ما خلیفه کسی نیستیم، خلیفه خدا نیستیم، این زمین برای خودمان است و ما هرجور که دلمان بخواهد اینجا عمل می کنیم و شما را هم که همراه ما نیستید از زمینمان اخراج خوهیم کرد أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا یا اینکه شما هم به این دین و آیین ما برگردید فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ ،‌ اما خدای تعالی به این رسولان وحی می کرد لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ که نگران نباشید و سست نشوید ما این کسانی را که با شما اینگونه برخورد می کنند و به هیچ وقت حاضر نیستند به شما ایمان بیاورند اینها را هلاک خواهیم کرد. چرا که اینها ستمگر هستند وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ و شما را بعد از اینها خلیفه قرار خواهیم داد. این گزارشی است از امت های گذشته که ما در همه امت ها چنین برنامه ای را داشته ایم. یک نمونه دیگر از قوم نوح داریم.  

در سوره شعرا آیه 117 تا 120 می خوانیم که قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ ، خدایا قوم من، من را تکذیب کردند(حضرت نوع عرضه می دارد) فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا خدایا گشایشی بین ما و ایشان ایجاد کن  وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و من را و مومنینی که همراه من هستند از دست اینها نجات بده، بعد قرآن کریم می فرماید: فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ همان کشتی که شناور بود در آب در این کشتی آنها را نجات دادیم و هم حضرت نوح را و هم کسانی را که با او بودند ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ و بقیه را همه را نابود کردیم.

در سوره اعراف آیات 137 تا 139 هم باز داستان قوم نوح را مطرح می کند که باز همین قضیه را بازگو می کند. و همچنین آیات فراوان دیگری که راجع به امت های دیگری هستند که چگونگی نابود شدن اقوام و امت ها و نجات صالحینِ آنها که آنها به استخلاف الهی می رسیدند را مطرح می کند.

دستۀ‌دوم دسته ای از آیات هستند که بشارت می‌دهند به اینکه این فقط مربوط به امت‌های گذشته نبوده، بلکه خدای تعالی انسان‌های صالح را نهایتاً‌ وارثان زمین و خلفای روی زمین قرار خواهد داد. از جمله آیاتی که می شود اشاره کرد، آیه مبارکۀ 105 سورۀ انبیاء است،‌ وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ. ما در زبور بعد از تورات صبر کردیم که زمین را بندگان صالح ما وارث خواهند شد.  درسورۀ اعراف آیۀ 128 می فرماید: قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ ، حضرت موسی به قومش فرمود: که از خدا کمک بخواهید و صبر کنید إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ زمین برای خدا است يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ که آن را به آن بخشی از بندگانش که بخواهد خواهد رساند و وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ و سرانجام از آن تقوا پیشگان خواهد بود.

در سورۀ توبه 32 يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ می خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش بکنند در حالی که وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ خدای تعالی ابا دارد جز اینکه نورش را به اتمام برساند. ، وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ .

و همچنین در سوره توبه آیه 33 و همچنین سوره صف آیه 9 ،‌هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ، و همچنین در سوره قصص آیه 5 ، وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ، یا در سورۀ یونس آیات 102 و 103 می‌فرماید: فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِهِمْ آیا اینها انتظار می کشند جز مانند روزهایی که برای امت های گذشته گذشت،  قُلْ فَانتَظِرُواْ بگو پس منتظر باشید إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ من هم با شما منتظر هستم ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا بعد از این ما رسولانمان را نجات دادیم وَالَّذِينَ آمَنُواْ  که تا اینجا گزارشی از گذشته بود. اما ادامه آیه در بارۀ آینده استكَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ اینگونه بر ما حق است اینکه مومنین را ما نجات می دهیم. یعنی در همیشه تاریخ ما این کار را خواهیم کرد. یا در آن آیه ای که از حضرت ابراهیم خواندیم، در آخرش می فرماید که : وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ ای رسولان شما را و آنهایی را که با شما بودند نجات می دهیم و ساکن زمین و خلیفه روی زمین قرار می دهیم و بعد دوباره این را به عنوان قاری کلی برای آینده بیان می کند و می فرماید که:  ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ این دو دسته از آیات بود.

اما دستۀ سوم از آیات آیاتی هستند که ما مسلمانان را تهدید می کنند که به خاطر اهمیت این دسته از آیات در درس بعدی دستۀ‌سوم از آیاتی که مربوط به استخلاف صالحان و متقیان است را تقدیم خواهیم کرد.

14

دربارۀ استخلاف صالحان 3 دسته آیات وجود دارد. دستۀ اول آیاتی که سنت الهی را در گذشته معرفی می کند که  در امت های گذشته خدای تعالی امتش این بود که وقتی رسولی در امتی می آمد و آنها را بیم می داد و آنها را هدایت می کرد یک اکثریتی بودند که اینها با این که حق را می شناختند ولی  به خاطر استکبار و به خاطر دلبستگی شان به دنیا حاضر نمی شدند که ایمان بیاورند و او را همراهی بکنند،‌ که اینها به خاطر این تکذیبشان دچار عذاب الهی می شدند  و نابود می شدند و یک دسته هم کسانی که حق را می شناختند و به او ایمان می آوردند، به همراه پیامبران تبلیغ می کردند، مقاومت می‌کردند در راه عقیدۀ خودشان، این امتحانی که اینها پس می دادند نتیجه اش این می‌شد که خدای تعالی آنها را به عنوان انسان های صالح و مومن حاکمان روی زمین قرار می داد، که این را مطرح کردیم و آیاتی هم برای شما خواندیم، دسته دوم از آیاتی که به استخلاف صالحان اشاره دارند آیاتی هستند که وعدۀ ‌این را می دهند که در آینده هم چنین اتفاقی خواهد افتاد و نهایتاً‌ زمین در اختیار صالحان قرار خواهد گرفت. روشن است که این وعده ها مربوط به اولاً‌ همۀ‌ انسان ها نیست چرا که انسان ها بسیاریشان در مقابل امتحانات کم می آورند و به خاطر دلبستگی به دنیا و به خاطر ریاست طلبی ها و  اسکتبارها و غرور های خودشان حاضر نمی شوند ایمان بیاورند و از طرفی این وعده ها مربوط به انسان کامل هم نیست. چون انسان کامل در واقع خلافتش محقق شده است، از زمانی که خدای تعالی انسانی کاملی را  به خلافت خودش انتخاب می کند و بر می گیزند او در همۀ‌عوامل خلافت دارد ،‌دیگه وعده دادن برای او ضرورتی ندارد و‌معنایی ندارد. بلکه این وعده ها مربوط به مومنینی است که به رسولان ایمان آورده‌اند، مومنینی که بویژه در آخر الزمان به پیامبر خدا و به امام زمان خودشان ایمان می‌آورند و پایمردی و مقاومت و تلاش می کنند و در نهضت فراگیری که از ابتدای تاریخ  شروع شده برای حاکمیت الهی دراین نهضت تلاش می کنند و نهایتاً خدای تعالی وعدۀ‌ خودش را عملی می‌کند بر اساس آیۀ مبارکۀ 55 سورۀ‌ نور که می‌فرماید : وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ ، این وعده را خدای تعالی محقق می‌کند و انسان های صالح را به خلافت روی زمین بر می گزیند، که این آیات هم البته فراوان هستند از جمله در سورۀ انبیاء آیۀ 105 تصریح می‌فرماید که : وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ، ما در زبور بعد از تورات ثبت کردیم و نوشتیم و مقرر کردیم که زمین را بندگان صالح من وارث خواهند شد. زمین به ارث به آنها خواهد رسید که قبلاً‌ گفتیم که این به ارث رسیدن زمین معادل همان حاکمیت آنها بر روی زمین و استخلاف آنها بر روی زمین است.  

یا در سورۀ اعراف آیه 128 می فرماید : قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ. حضرت موسی به قوم خودش فرمود که به خدای تعالی چنگ بزنید و از او استعانت کنید و از او کمک بخواهید و مقاومت کنید و صبر پیشه کنید چرا که زمین از آن خدا است و آنرا به هر یک از بندگانش که بخواهد به ارث خواهد رساند و عاقبت و سرانجام از آن متقین است. یعنی اینکه این متقین خواهند بود که حاکمان روی زمین خواهند شد. یا در سورۀ توبه آیه 32 می فرماید : يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ ، کفار می‌خواهند که نور الهی را با دهانشان خاموش کنند در حالی که خدای تعالی جز اینکه نورش را به اتمام برساند هیچ ابایی ندارد و هیچ کار دیگری نخواهد کرد وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ،  یا در سوره‌ صف آیه 9 ، و همچنین باز در سورۀ‌توبه آیه 33 ، ‌می‌فرماید: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ.  خدای تعالی همان کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد برای این که او را بر همۀ‌دین ها پیروز کند وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ اگرچه مشرکان خوششان نیاید.

در سورۀ قصص آیه 5 هم می خوانیم: وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً ،  ارادۀ‌ ما این است که بر مستضعفان کسانی که توسط مشرکان و کفار به ضعف کشیده شده اند آنها را پیشوایان زمین قرار دهیم بر آنها منت بگذاریم، وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً، آنها را پیشوایان قرار دهیم،‌ وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ، و آنها را وارث قرار دهیم یعنی حاکمیت زمین را به آنها برسانیم، این هم باز وعده و مژدۀ دیگری است بر اینکه سرانجام زمین و حاکمیت آن از آن انسان های صالح خواهد بود.

و اما دستۀ‌سوم از آیاتی که در بارۀ استخلاف انسان های صالح مطرح شده آیاتی است که امت اسلام را تهدید می‌کنند این آیات آیاتی هستند که در واقع می خواهند بگویند همان طور که در امت های گذشته سنت الهی این بود که اگر امت ایمان نمی آوردند و یک عده ای فقط ایمان می آوردند، خدای تعالی ابایی نداشت از اینکه آن اکثریتی را که حاضر نیستند زیر بار حق بروند و آنها را با عذاب خودشان نابود کند و آن افراد مومن را حاکمان روی زمین قرار بدهد این را امت اسلام هم تهدید می کند که اگر شما هم مانند امت های گذشته بخواهید عمل بکنید و بسیاری از شماها زیر بار حق نروید خدای تعالی کسانی را خواهد آورد که آنها انسان های صالحی باشند، و آنها در واقع عمل بکنند،‌ مقاومت بکنند و در نهضت حضور مستمر داشته باشند،‌ حضور جدی داشته باشند و خدای تعالی آنها را حاکم روی زمین قرار بدهد. به عنوان مثال اشاره می کنیم به  آیه 38 و 39 سوره توبه که در آنجا می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ. خطاب به مسلمانان است که این البته در قضیه جنگ تبوک بود که می فرماید: که شما را چه شده که وقتی رسول خدا به شما می‌فرماید که به شدت و با سرعت و حدت حرکت کنید و آماده بشوید در اردوگاه برای جنگ شما ها سنگین می شوید و می چسبید به زمین ، أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ ، آیا شما در برابر زندگی آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده اید. فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ ،‌ متاع زندگی دنیا نبت به آخرت بسیار بسیار اندک است. و در آیۀ بعد می فرماید : إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ، ‌اگر به شدت و سرعت و حدت حرکت نکنید و فرمان پیامبرتان را نپذیرید خدای تعالی شما را عذابی دردناک خواهد کرد وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ، و قوم دیگری را با شما عوض خواهد کرد. آن قومی که مثل شما نباشند و آنها آمادۀ‌ نفر، و آمادۀ حرکت و آمادۀ حضور مستمر و جدی در این نهضت باشند آنها را خواهد آورد وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا و شما هیچ صدمه ای به اهداف الهی نخواهید رساند. وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ، آیه ای که اتفاقاً ‌این آیه را هم بیشتر برای ما باز می‌کند آیه 54 سورۀ مائده است. می‌فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ ،   باز خطاب به مسلمانان ست که ای مومنین اگر شما از دینتان برگردید در واقع بدانید که شما ضرری به اهداف الهی نمی‌رسانید،‌ چرا که فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ ، خدای تعالی قومی را خواهد آورد که آنها دیگر مثل شما نیستند بلکه اینها خدا را دوست دارد و خدا هم آنها را دوست دارد. این محبت محور کانونی این قوم است یعنی آنها خدا را دوست دارند و به او محبت دارند در نتیجه مثل شما نیستند که دنیا را ترجیح دهند و افراد دنیا را ترجیح بدهند  بلکه آنها در هر جایی فقط خدا و رضای او را ترجیح می دهند. بعد می فرماید: اینها این ویژگی ها را دارند که أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ دربرابر مومنین فروتن و خاکسار هستند و برای آنها گردنکشی نمی کنند بلکه خدمتگذار مومنین هستند أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ اما در برابر کفار و دشمنان پروردگار کاملاً‌ ایستادگی می کنند و مقاومت می کنند،‌ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ و در نهضتی مستمر در راه خدای تعالی شرکت دارند و حضور دارند وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ،  از هیچ سرزنشی هم ترس ندارند. (این ویژگی هایی که گفتیم در واقع ویژگی‌های کسانی است که در این نهضت شرکت دارند) بنابراین در دکترین انتظار که گفتیم  یک نظریه ای است معطوف به عمل دارد دارد ویژگی کسانی را که در این نهضت حضور دارند بیان می کند که در نهضت انتظار بیان می کند که : أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ. این فضل بزرگ خدای تعالی است که به هر کسی که بخواهد می دهد و خدای تعالی بسیار پر عطا و پر بخشش و دانا است.

در سوره محمد آیه 38 می فرماید : هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ ،‌ فرمود که شما دعوت می شوید برای اینکه در راه خدای تعالی انفاق کنید اما بعضی از شماها بخل می ورزند و هرکسی که بخل بورزد در واقع از خودش بخل ورزیده و  به خدای تعالی ضرری نرسانده چرا که  وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء خدا از شما بی نیاز است و شما به خدا نیاز دارید، بعد می‌فرماید: وَإِن تَتَوَلَّوْا اگر عمل نکنیم و به فرمان پیامبرتان و رهبرتان گوش نسپارید و انفاق نکنید يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ، خدای تعالی شما را با قوم دیگری تبدیل می کند و قوم دیگری را می آورد که آنها مثل شما نباشند ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ بنابراین این قبیل آیات در وقع به ما این را اعلام می کنند که امت اسلام، امتی استثنایی نیست، ‌امتی نیست که سنت های الهی دربارۀ آنها به گونۀ دیگری رقم بخورد. همان طور که در امت های گذشته اگر  اکثریتی بودند که ایمان نیاوردند خدای تعالی آن عده ای را که ایمان آوردند و مقاومت کرده اند و پایمردی کرده اند و اخلاص ورزیدند و آنها را حاکمان روی زمین قرار داد در امت اسلام هم همین سنت جاری است است. اگر مردم مسلمان و همۀ‌مسلمین در راه خدای تعالی کوشیدند و بر اساس ایمانشان در نهضت الهی که برای فراگیر شدن دولت الهی است مجدانه تلاش کردند که همۀ‌آنها می‌شوند خلیفه الله به عنوان انسان های صالح اما گر اینگونه نشد و بخشی یا بخش‌هایی از این امت حاضر نشدند که در این نهضت حضور پیدا بکنند و خودشان را از نهضت انتظار خارج کردند این گونه نیست که خدای تعالی دستش بسته باشد، خدای تعالی یا در آن زمان یا در زمان های بعدی یا در آینده انسان هایی را از همین مسلمانان یا از همین مومنین که آنها اهل پایمردی و پایداری و مقاومت، اطاعت از رهبری الهی باشند این انسان ها را برخواهد گزید و آنها را حاکمان روی زمین قرار خواهد داد.

بنابراین استخلاف یکی از عناصر کلیدی و از مبانی اصلی  دکترین انتظار است. و به ما نشان می‌دهد که آیندۀ زمین پیروزی انسان های صالح و برقراری حاکمیت عادلانۀ الهی  در همۀ‌ گسترۀ‌ زمین خواهد بود.

15

بحث ما دکترین انتظار هست،‌ در دکترین انتظار مباحثی را قبلاً مطرح کردیم، اهداف دکترین را مطرح کردیم، منابع دکترین انتظار، مبانی نظری و عملی آن را مطرح کردیم و بعضی از آن مبانی را که مهم تر بودند را تلاش کردیم که باز بکنیم مثل بحث استخلاف را. مبانی عملی را هم مطرح کردیم. 2 مورد را هم که از مبانی اصلی عملی در دکترین انتظار بود. یعنی آرمان گرایی و  واقع بینی را قبلاً‌ درباره آن صحبت کردیم. در این برنامه 2 مبنای دیگر از مبانی عملی دکترین انتظار را خدمت شما تقدیم می کنیم که  برگرفته شده از آیات قرآن کریم است.

یکی از این دو عبارت است از تولی و دیگری عبارت است از تبری، ما در 2 جا در قرآن کریم با واژۀ حزب الله بر می خوریم که اتفاقاً این یکی از این  2 واژه در مقام تبری مطرح شده و دیگری در مقام تولی مطرح شده که نشان میدهد که در نهضت انتظار ما دو ویژگی را باید داشته باشیم 1- تولی یعنی ولایت و رهبری الهی را باید بشناسیم و از او تبعیت بکنیم  و اگر کسی چنین پذیرشی نسبت به ولایت الهی داشته باشد و نسبت به ولایت ولی الهی چنین پذیرشی را داشته باشد آن می شود حزب الله،‌ و تنها حزب الله هستند که رستگار و پیروز هستند. و همچنین کسی که تبری و بیزاری داشتن نسبت به دشمنان خدا،  او حزب الله است و باز حزب الله است که پیروز است . این دو واژه حزب الله یکی در سوره مائده است و دیگری در سوره ممتحنه است. در سوره مائده آیه 55 ابتدا خدای تعالی رهبری الهی را برای ما معرفی می کند که رهبری الهی کیست؟ می‌فرماید: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ، فقط و فقط ولی شما سرپرست شما، رهبر شما، اختیار دار شما عبارت است از: 1- اللّهُ  2- وَرَسُولُهُ 3- وَالَّذِينَ آمَنُواْ ، سوم کسانی که ایمان آورده اند. پس 3 گروه و 3 بخش را به عنوان ولی و رهبر مومنین و مسلمانان قرآن کریم معرفی می کند. خوب اول الله که معلوم است خدای تعالی خالق و مالک همۀ انسان ها است پس ولی آنها هم است. دوم رسول، رسول چرا ولایت دارد؟ این ولایت را خدا داده طبق همین آیه شریفه و رسول هم شناخته شده است برای ما . سوم می فرماید وَالَّذِينَ آمَنُواْ ، سومین دسته مومنین هستند، سوال آیا همۀ مومنین رهبر و ولی مومنین هستند؟ خوب این که قطعاً ‌شدنی نیست چون مخاطب مومنین هستند، چون مخاطب مومنین هستند و جامعه و امت اسلامی است. معلوم است که این بخش جزء مخاطبین نیستند ، یعنی این وَالَّذِينَ آمَنُواْ که در این بخش از این آیه آمده، اینها مخاطب خود این ایه نیستند بلکه موضوع این آیه هستند. همیشه موضوع آیه غیر از مخاطب آیه است، ‌مثلاً‌اگر قرآن کریم بفرماید که يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ ،  ای مومنین از خدا اطاعت کنید وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ ، و از رسول اطاعت کنید. خوب رسول  او هم جزء مومنین است. اما چون در اینجا موضوع آیه قرار گرفته و خدای تعالی می خواهد به دیگران بگوید که از چه کسی اطاعت کنید و از رسول اطاعت کنید اینجا دیگر معلوم می شود که رسول مخاطب آن آیه نیست . آنجا هم که می فرماید ولی شما رسول است معلوم است که دیگر خطاب شما به رسول بر نمی گردد. چرا؟ رسول را کنار گذاشته به عنوان ولی، دارد به بقیه مومنین می فرماید که رسول ولی شما است. حالا این الَّذِينَ آمَنُواْ هم همین طور است وقتی که می گوید ای مومنین ولی شما الَّذِينَ آمَنُواْ هستند یعنی مومنین هستند. معلوم است که این خطاب در واقع الَّذِينَ آمَنُواْ را که موضوع ولایت است از مخاطب آیه که بقیه مومنین هستند جدا می‌کند پس این مومنین می شوند بخشی از جامعه که مخاطب این آیه نیستند بلکه موضوع این آیه هستند. حالا این الَّذِينَ آمَنُواْ چه کسانی هستند؟  ویژگی هایی را بیان می‌کند از جمله اینکه يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ ، که  اینها ویژگی های اصلی این بخش از مومنینی است که اینها ولی هستند اما در آخر یک راهنمایی می کند که می‌فرماید : وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ، در حالی که در رکوع هستند ذکات می دهند، این نشان می دهد که دارد نشانه و کُدی را بیان می کند. چون در تمام تفاسیر و سیره‌ها  مشخص شده که هنگامی که امیرالمومنین (ع) در حال رکوع ذکاتی را داد و انگشتری را به عنوان صدقه به سائل داد و بعد این آیه نازل شد ، نشان می دهد که آیه دارد توجه می دهد که ولی شما همان کسی است که در آن شرایط ذکات و صدقه داد. پس همانطور که عرض کردیم این دیگه همۀ مومنین نیستند بلکه بخشی از مومنین هستند. حالا که رهبری مشخص شد در آیه بعد می فرماید: وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ  کسی که خدا را و رسول را به ولایت بپذیرد، اینجا يَتَوَلَّ به معنای پذیرش این ولایت است، وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ کسی که ولایت خدا و رسول را و ولایت این مومنین را که در آیه قبل گفتیم بپذیرد، چنین کسی می آید در جرگۀ حزب الله، فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ، پس بدون تردید حزب خدا ، حزب الله همان کسانی هستندکه غالب خواهند شد و  جهان و زمین تحت سیطره و تصرف این حزب الله قرار خواهند گرفت بنابراین طبق این آیۀ‌شریفه حزب الله و کسی که در نهضت انتظار قرار دارد کسی است که ولایت خدا و رسول و ولایت حضرت امیر (ع) و فرزندان آن حضرت را پذیرفته باشد و در این ولایت حرکت بکند. البته ولایت معنای بسیار گسترده ای دارد که حضرت سید الشهدا (ع) در روایت مفصلی فرموده اند که این ولایت به این معنا است که باید هر عملی که انسان می‌خواهد انجام بدهد تحت نظارت و اشراف ولایت ولی او باشد در غیر این صورت خدای تعالی هیچ تضمینی نمی دهد که  چنین کسی را نجات بدهد.

اما سورۀ ممتحنه که گفتیم باز حزب الله در آنجا مطرح شده اند اما با ویژگی تبری، ‌در آخرین آیه سوره مجادله است که همان آیه 22 است می فرماید: لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ، شما هرگز نمی توانید بیابید کسانی را که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشند اما يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ با کسانی که دشمن خدا و رسول هستند با چنین کسانی طرح دوستی و مودت بریزند، یعنی کسی که ایمان به خدا و قیامت داشته باشد هرگز نباید با دشمن خدا و دشمن رسول رابطۀ دوستی و مودت برقرار کند،‌ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ ، اگرچه آن دشمنان خدا و رسول پدران این افراد باشند. أَوْ أَبْنَاءهُمْ ، یا فرزندانشان باشند، أَوْ إِخْوَانَهُمْ ،‌ یا برادرانشان باشند، أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ، یا از فامیل و نزدیکان و قوم و عشیره آنها باشد خوب کسانی که ایمان به خدا و رسول داشته باشند، ایمان به خدا و قیامت داشته باشند و دشمنانِ خدا و رسول خدا را هم با آنها رابطۀ مودت برقرار نکنند چه اتفاقی می افتد؟ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ اینها هستند که خدای تعالی در دلهای اینها ایمان را ثبت کرده وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ و به وسیلۀ روح خودش یعنی آن ملک بزرگواری که بسیار عظیم است و قدرت عظیمی دارد به وسیله این روح ،‌ این بندگانش را خدای تعالی تایید می کند. وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ آنها را هم در بهشت‌هایی که از زیر درختان و نهرها جاری است داخل می کند، خَالِدِينَ فِيهَا ،  که در آن جاودان هستند ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ، هم خدا از آنها راضی است و هم آنها از خدا خشنود هستند. أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ،‌ حزب الله همین ها هستند یعنی گروهی که بیزاری دارند و هرگز رابطه مودت آمیز و محبت آمیز ندارند با کسانی که دشمن خدا و رسول باشند. أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ، آگاه باشید که تنها همین حزب خدا هستند که رستگارانند. یعنی جهان و آینده زمین از آن این حزب الله خواهد بود.

پس در قرآن کریم 2 ویژگی برای افرادی که در نهضت انتظار قرار دارند شناسایی کردیم که به عنوان مبانی 3 و 4 عملی دکترین انتظار آنها را مطرح کردیم. پس در دکترین انتظار در مبانی عملی آن 4 مبنا را ما مطرح کردیم، 1-آرمان گرایی، 2- واقع بینی، 3- تولی و 4- تبری است.

در قرآن کریم ما بحث مفصلی در بارۀ‌ رهبری داریم شاید اگر بخواهیم بررسی کنیم صدها و صدها آیه دربارۀ رهبری در قرآن کریم وجود دارد که بعضی از آنها صریحاً موضوع رهبری را مطرح کرده اند و بسیاری از آنها هم در واقع جریان هایی را مطرح کرده اند که به سیرۀ‌ رهبر ، ویژگی های رهبر و کردار رهبر می پردازد مثلاً‌ در سوره انفال، سورۀ مائده، سوره توبه، سوره نساء ‌اینها سرشار از آیاتی هستند که در آنها موضوع رهبری یا به صورت خاص و ویژه و یا به صورت عام مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته است. به یک مورد اشاره می کنیم در آیه 100 و 101 سوره آل عمران ما با موضوع رهبری به طور جدی مواجه می شویم آیه 100 برای ما بیان می‌کند که عامل اصلی انحراف جامعه تخطی از رهبری است و در واقع تغییر دادن رهبری است و توجه نکردن به رهبری اصیل الهی است و در آیه 101 به آن عواملی اشاره می کند که جلوی انحراف جامعه را می گیرند که این عوامل هم چیزی نیست جز رهبری.

16

بحثمان رسید به موضوع بسیار مهم رهبری در این دکترین، دکترین انتظار رهبری را چگونه تبیین می‌کند و چگونه معرفی می کند؟ چون منبع ما در این موضوع قرآن کریم است در برنامه گذشته اشاره کردیم به آیات 100 و 101 سوره آل عمران،‌ در آیه 100 در حقیقت خدای تعالی به موضوع بسیار مهمی اشاره می‌کند و آن عامل اصلی انحراف جامعه است. می فرماید‌:‌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ ، خطاب به جامعۀ اسلامی و خطاب به امت است. ای مومنین ، إِن تُطِيعُواْ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ اگر از گروهی از تیمی از اهل کتاب شما اطاعت کنید ، يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ ، بعد از اینکه شما داخل در جرگۀ ایمان بوده اید و در امت اسلامی قرار گرفته بودید  شما را به کفر بر می گرداند، خوب  ممکن است بگویید این چه ربطی به مسئلۀ رهبری داشت اگر توجه کنید می بینید که آیه شریفه عامل انحراف را اطاعت از فریقی از اهل کتاب معرفی می کند که اطاعت یعنی چه؟ اطاعت همیشه 2 طرف دارد یک طرف مطیعان کسانی که اطاعت می کنند و طرف مقابل مطاعان یعنی کسانی که اطاعت می شوند یعنی رهبران. در این آیه شریفه می فرماید اگر شما مطیع باشید مطاعتان چه کسی باشد؟ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ ، بخشی از اهل کتاب یعنی یهود، آنها بشوند رهبران شما، یعنی شما آن رهبری را که خدای تعالی تعیین کرده رهبر الهی او را کنار بگذارید و به او توجه نکنید، نه اینکه حتماً کودتایی بکنید و او را کنار بگذارید نه همین که شما رهبری را تضعیف بکنید و همین که رهبری الهی را مورد اطاعت قرار ندهید و از فرامین او استقبال نکنید و انجام ندهید دستورات او را ، این یعنی کنار گذاشتن رهبری الهی ‌و همین که شما بروید و فرامین و دستورات و منویات دشمنان خدای تعالی ، فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ را  آن را اطاعت کنید در واقع آنها را رهبر خودتان گرفته اید نتیجه اش می شود انحراف جامعه و  کفر جامعه. پس علت و عامل اصلی انحراف جامعه در آیه 100 سوره آل عمران عدم توجه به رهبری الهی،‌ تضعیف رهبری و تغییر رهبری است یعنی قرار دادن دشمنان خدا در جایگاه رهبری، و اما آیه 101 ، آیه 101 عواملی را که مانع این انحراف می شوند را معرفی می کند می‌فرماید که : وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ ، چگونه می شود که شما کافر بشوید؟ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ ، در حالی که آیات الهی بر شما تلاوت می شود. یعنی تا وقتی که آیات الهی بر شما تلاوت می شود انحراف معنا ندارد، نمی شود که امت و جامعه منحرف شود و  از مسیر الهی خارج شود و از مسیر درست که به سمت حاکمیت عادلانۀ‌ الهی در همۀ گسترۀ زمین هست از چنین مسیری جامعه خارج نخواهد شد. این عامل اول بود. عامل دوم که جلوی انحراف را می گیرد وَفِيكُمْ رَسُولُهُ،  در میان شما رسول او است. رسول یعنی رهبری الهی، یعنی تا وقتی که رهبری الهی در بین شما است شما هرگز منحرف نمی شوید.

تا اینجا آیه 101 برای ما 2 عامل را به عنوان مانع انحراف جامعه معرفی می کند یکی آیات الهی و دوم رهبری رهبر الهی. البته می‌خواهیم اینجا یک پرانتزی باز کنیم و بگوییم که قرآن کریم در آیه 101 به طرز بسیار بسیار زیبا و ماهرانه ای به گونه ای بیان می‌کند که عامل اول هم در واقع همان مسئله رهبری است یعنی هردو بازگشتشان به موضوع رهبری الهی است. دقت کنید به آیه شریفه، آیه می توانست اگر منظورش این بود که عامل اول جلوگیری از انحراف آیات الهی است می توانست آیه به این شکل باشد که وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وفی کم آيَاتُ اللّهِ؟ چگونه ممکن است که شما کافر شوید و منحرف شوید درحالی که آیات خدا در بین شما است. اما از آنجا که صرف وجود آیات الهی در جامعه جلوی انحراف را نمی تواند بگیرد و چه بسا اگر آیات الهی توسط انسان‌های ناشایست و نا اهل مورد سوء استفاده قرار بگیرد همین آیات الهی موجب گمراهی جامعه می شود. چنانچه در آیه 7 سوره آل عمران یعنی در همین سوره در هفتمین آیه تصریح می کند که : فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ، کسانی که در دلشان کجی و انحراف دارند اینها می آیند از آیات متشابه قرآن کریم سوء استفاده می‌کنند، برای چه این کار را بکنند؟ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ، برای اینکه جامعه را به فتنه بکشاند، جامعه را به انحراف بکشانند، فتنه یعنی شرایطی که در آ شرایط حق از باطل شناخته نمی شود. حق و باطل آمیخته می شود و  جامعه سردرگم میشود. پس ببینید آیات الهی به تنهایی هرگز نمی‌تواند جامعه را از انحراف نجات دهد بلکه چه بسا که اگر در اختیار انسان های ناشایست قرار بگیرد خود همین آیات هم عامل انحراف می شوند خوب به همین جهت است که قرآن نفرموده که: وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وفی کم آيَاتُ اللّهِ ،  بلکه فرموده وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ، یعنی آیات الهی بر شما تلاوت می شود، ‌تلاوت غیر از خواندن و غیر از قرائت و غیر از مطالعه کردن است. تلاوت چیست؟ قسمتی از بیانات حضرت علی (ع) در نهج البلاغه آمده است که از آن استفاده کردیم، جلد یک صفحه 54 است از خطبه های آن حضرت می فرماید : إِلَی اللَّهِ أَشْكُو مِنْ مَعْشَرٍ يَعِيشُونَ جُهَّالًا وَ يَمُوتُونَ ضُلَّالًا لَيْسَ فِيهِمْ سِلْعَةٌ أَبْوَرُ مِنَ الْكِتَابِ ،  من پناه می برم و شکایت می کنم به خدای تعالی از قومی که اینها جاهلانه زندگی می کنند و اینها گمراه هستند لَيْسَ فِيهِمْ سِلْعَةٌ أَبْوَرُ مِنَ الْكِتَابِ ، در بین این ها کالایی بی ارزش تر و کسادتر از کتاب خدا نیست اما کی؟ إذا تُلِيَ حَقَّ تِلاوَتِهِ ،  موقعی که درست تلاوت شود. درست تلاوت شود یعنی چه؟ جمله بعد روشن می کند و لا سِلعَةٌ أنفَقَ بَيعا و لا أغلى ثَمَنا مِن الكتابِ ، و باز در همین جامعه هیچ کالایی پررونق تر و پرسود تر از همین قرآن نیست ،‌ إذا حُرِّفَ عَن مَواضِعِهِ ،آن موقعی که از جایگاه خودش تحریف شده باشد تلاوت را در برابر تحریف حضرت به کار برده اند. همچنین در جای دیگری باز حضرت علی علیه سلام همین بیانات را دارد که نشان می دهد که  تلاوت در برابر تحریف است. بنابراین آیه 101 که می فرماید: که چگونه شما کافر می‌شوید و منحرف می شوید  وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ ، یعنی کسی هست که آیات الهی را درست انتخاب کند و درست تلاوت کند و درست تفسیر کند در هر بحرانی که ما نیاز به قرآن داریم او بیاید  و قرآن را برای ما عرضه کند. و دومین عاملی که جلوی انحراف را می گیرد می‌فرمایند: وَفِيكُمْ رَسُولُهُ ، خود رهبری رسول است اما آیا با وجود آیات الهی و با وجود رهبری الهی که آیات الهی را تلاوت می کند باز جامعه مصون می‌شود از انحراف.

اینجا یک نکته مهمی را قرآن اشاره می کند در ادامه آیه 101 سوره آل عمران می‌فرماید که : وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ، بله ما رهبر و پیامبر را می فرستیم،  آیات را هم می فرستیم، ‌این آیات الهی را هم می گوییم که باید توسط رهبر الهی تلاوت شود و توسط رهبر الهی تفسیر شود و انتخاب شود. این کاری است که ما انجام می‌دهیم اما برای اینکه جامعه از انحراف نجات پیدا کند یک شرط بسیار مهمی وجود دارد و آن اینکه شما مردم هم تبعیت کنید، اگر رهبر الهی باشد ،‌ آیات الهی را هم درست بخواند و تلاوت کند  اما مردم تبعیت نکنند و اطاعت نکنند در این صورت جامعه هرگز از انحراف نجات پیدا نمی کنند.

این 2 آیه دقیقاً معادل حدیث ثقلین هستند که رسول خدا فرمود : إنی تارِکُم فيکُمُ الثَّقَلَين،  من 2 چیز گرانبها را در بین شما باقی می گذارم کِتابَ اللّه وَ عِترَتی  در آیه 101 فرمود:  وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ ، اینجا می فرماید کتاب خدا و عترتم، یعنی به جای رسول عترت را قرار می دهم  چون رسول به هرحال بشر است و از دنیا می رود در حالی که جامعه برای نجات از انحراف نیاز به رهبری دارد که زنده باشد و با او در ارتباط باشد، در نتیجه عترت جایگزین رسول می شود،  در واقع رسول و عترت یکی هستند،‌ یک انسان است که در طول تاریخ دارد حکومت می کند و رهبری می‌کند. بعد در حدیث ثقلین در ادامه می فرماید  که : ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا أبداً إنّهما لن يفترقا ، اگر شما به این دو کتاب خدا و عترت متمسک بشوید گمراه نمی شوید. در آیه 101 سورۀ آل عمران هم خوانیدم که وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ صراط مستقیم اگر به خدا و آیات الهی شما متمسک بشوید هدایت می شوید، بنابراین از نظر قرآن کریم و به بیان دیگر در دکترین انتظار، یکی از مهم ترین مباحث ، مبحث رهبری است که تا وقتی که رهبری الهی بین مردم باشد و مردم متمسک او باشند این نهضت پرشور و پرخروش  ادامه پیدا میکند و نهایتاً توسط همان رهبری الهی حاکمیت عادلانۀ الهی در سراسر گسترۀ زمین چیره خواهد شد.

17

در این جلسه می خواهیم به یکی دیگر از موضوعات این دکترین و به بحث خودمان بپردازیم و آن موضوع ویژگی ها و ابعاد انتظار و منتظر و منتظران است. در فرهنگ ما و در بحث دکترین انتظار مسئلۀ انتظار یک امر بسیار روشن و واضحی است. انتظار با 2 سوال در واقع مواجه است. یکی اینکه انتظار چه چیزی را باید کشید و دوم اینکه این انتظار چگونه است و چه ویژگی هایی دارد. در اینکه انتظار چه چیزی را ما داریم می‌کشیم قبلاً ‌توضیح داده شده که در دکترین انتظار ما منتظر برقراری حا کمیت مطلق الهی در گسترۀ جهان هستیم یعنی اینکه دین خدا حاکم شود بر کل زمین. یعنی اینکه رهبر الهی بر کل زمین حاکمیت پیدا کند و یعنی اینکه صالحان و انسان های خالص و مخلص و بندگان متقی خدای تعالی زمام امور را در همه جهان به دست گرفته باشند یعنی اینکه حکومتی تشکیل شده باشد سراسر عدالت که ظلمی در آن وجود نداشته باشد یعنی اینکه در سایۀ چنین حاکمیتی بستری فراهم شده باشد تا همۀ انسان ها آزادانه در مسیر عبودیت و در مسیر کمال و در مسیر تعالی و پیشرفت گام بردارند. پس ما منتظر چنین اتفاق بزرگی هستیم که حتماً این اتفاق خواهد افتاد که در آیه 55 سوره نور خدای تعالی وعده داده وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ، خدای تعالی به آن دسته از شما که مومن باشند و عمل صالح داشته باشند وعده داده که لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ که حتماً‌ آنها را خلیفه های روی زمین قرار بدهد، كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ، همانطور که سنت الهی در گذشته این بوده که بالاخره مومنین را و صالحان را و آنها را حاکم قرار می داد در آینده وعدۀ الهی در کل گسترۀ زمین این است که آیندۀ‌ جهان از آنِ این انسان های صالح خواهد بود که چه اتفاقی می افتد که در این زمان و در این جهان وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ ، دین آنها را قدرت خواهد بخشید. یعنی شیعه و انسان های صالح در انتظار آن روزی هستند که دین الهی در همه گسترۀ زمین حاکمیت پیدا کند، اتفاقی که تا به امروز نیفتاده است و این وعده ای است که خدای تعالی می دهد اما کدام دین؟ آن دینی که خدا آن را پسندیده، وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ خدا کدام دین را پسندیده؟ در سورۀ مائده آیه 2، می خوانیم که الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا امروز یعنی در روزی که در قدیر خدای تعالی حضرت امیر (ع) را به عنوان ولی معرفی کرد این آیه نازل شد که امروز من دینم را کامل کرده ام و نعمتم را بر شما تمام کرده ام و راضی شدم به اسلام برای اینکه دین شما باشد. پس دینی که خدای تعالی نسبت به آن رضایت دارد،‌ دینی است که در آن مسالۀولایت به شکل روشن و جهانی اعلام شده باشد و معرفی شده باشد این دین حاکمیت پیدا کند بر همه جهان، و ليمکنن لهم دينهم الذی ارتضی لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا و امنیت در سراسر جهان برقرار شود که خود این باب مفصلی دارد که اگر بفهمیم امنیت یعنی چی در همه عرصه ها به ویژه در عرصه های فکری،‌ فرهنگی،‌ سیاسی و اقتصادی،  این همان چیزی است که دکترین انتظار به دنبال آن هست و معتقد است که چنین فضایی و چنین حاکمتی و چنین دنیایی محقق خواهد شد. پس مشخص شد که ما انتظار چه چیزی را می کشیم، این انتظار چه گونه باید باشد و چگونه خواهد بود؟

از اینجا به بعد مباحثمان را استناد می دهیم به بیانات یکی از فرهیختگان و فرزانگانی که عمر خودش را در نهضت انتظار سپری کرده و در این نهضت بیش از همه تلاش کرده و کسی که شاید بتوانیم بگوییم که ما هرچه در مبحث دکترین انتظار داریم و تابحال گفتیم و خواهیم گفت از حاصل زحمات و رشهات فکری او بهره گرفته ایم و خواهیم برد و او کسی نیست جز رهبر فرزانه و معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای. اینکه این انتظار چگونه باید باشد؟ انتظار برابر روایاتی که به دست ما رسیده و برابر آنچه که از قرآن کریم ما می فهمیم یک عمل است یعنی شما به ظاهر کلمۀ انتظار توجه نکنید که  در عرف وقتی کسی یک جایی بیکار نشسته و به یک طرف نگاه می کند و به راه دارد نگاه می کند می گوییم چرا نگاه می کنی؟ می گوید من منتظرم.  انتظاری منفعلانه، انتظاری که در یک گوشه نشستن و صرف انتظار کشیدن باشد نه این انتظار مورد نظر ما نیست، انتظاری که در روایات ما مطرح شده می فرماید که:  افضل الاعمال انتظار الفرج ، یعنی برترین عمل ها انتظار فرج است. یعنی انتظار، عمل است نه بی عملی،‌ انتظار تلاش است،‌ انتظار نهضت است،‌ انتظار نهضتی است که همه انبیاء داخل این نهضت هستند. همۀ‌ اولیاء و همه صلحا و همه شهدا و همه رزمندگانی که در راه خدا جهاد می کنند همه اینها در این انتظار قرار دارند و در این نهضت قرار دارند پس انتظار بی عملی نیست بلکه عمل است.

معنای انتظار فرج به عنوان عبارت الاخرای انتظارِ ظهور این است که مومن به اسلام، مومن به مذهب اهل بیت (ع) وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود  دارد عقده و گره در زندگی بشر می شناسد. امام زمان (ع) برای اینکه فرج برای همه بشریت بوجود بیاورد ظهور می کند که هستی را از فروبستگی نجات بدهد ، جامعه بشریت را نجات بدهد، بلکه تاریخ و آینده بشر را نجات بده. انتظار فرج یعنی قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتی که بر اثر جهالت انسان ها،‌ بر اثر غریزه های  بشر بر زندگی انسانیت  حاکم شده است. این معنی انتظار فرج است. پس مبنای این انتظار این است که این وضعیتی که امروز در دنیا وجود دارد و این حاکمیتی که در دنیا وجود دارد و انسان ها را اسیر خودش کرده، که حاصل غریزه های  بشر است و حاصل جهالت های انسان ها است این وضعیت را باید رد کرد و به دنبال وضعیت مناسب بود. این بیانات را معظم له در 29/6/84 بیان کرده اند. انتظار فرج، انتظار دست قاهر و قدرتمند ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسان ها، تاکید می کنیم به این جمله که با کمک همین انسان ها، یعنی فکر نکنید که قرار است که یک اسب سواری، کسی که بر اسب سفیدی سوار است بیاید و شمشیر بکشد و جهان را پر از عدل و داد کند نه اگر قرار بر این بود خدای تعالی همان روز این کار را می کرد و  نیازی به غیبت نبود. دقت کنید می فرمایند: که با کمک همین انسان ها سیطره ظلم را از بین ببرد و حق را غالب بکند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند انسان ها را بندۀ‌ واقعی خدا بکند باید برای این کار آماده بود. انتظار معنایش این است. این بیانات هم در 25 / 5/  87  بیان شده. توجه کنید و ببینید که چقدر این عبارات و بیانات روشنگر است. و چاره ای جز این ندیدیم که عین عبارات را بخواینم. می فرماید: انتظار یعنی دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگی بشر، ‌ممکن است کسانی آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند فاصله است اما بلاشک آن دوران وجود دارد لذا تبریک این عید که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است درست نقطه مقابل آن چیزی است که دشمن می خواهد بوجود بیاورد. این بیانات هم در نیمه شعبانی بود ،‌در 25/9/1376،‌ همانطور که گفتیم انتظار معنیش خمیدگی نیست، ‌ایستا بودن و نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست.

به این بیانات توجه کنید، انتظار فرج معنایش این نیست که انسان بنشیند و دست به هیچ کاری نزند، هیچ اصلاحی را وجه همت خود نکند. صرفاً ‌دل خوش کند به اینکه ما منتظر امام زمان هستیم، این که انتظار نیست، ‌انتظار چیست؟ انتظار دست قاهر قدرتمند ملکوتی است که باید بیاید و به کمک همین انسان ها سیطره ظلم را از بین ببرد. در ادامه در همان بیاناتی که گفتیم می فرمایند: انتظار سکون نیست، انتظار رها کردن و نشستن برای اینکه کار به خودی خود صورت بگیرد نیست . انتظار حرکت است. باید برای این کار آماده بود، تشکیل نظام جمهوری اسلامی یکی از مقدمات این حرکت عظیم تاریخی است. هر اقدامی در جهت استقرار عدالت یک قدم به سمت آن هدف والا است. انتظار معنایش این است.

پس ببینید انتظار در دکترین انتظاری که ما مطرح می کنیم به معنای حرکت است، هر حرکتی که به سمت عدالت و اصلاح باشد در واقع گامی است در نهضت انتظار.

به این بیانات توجه کنید: انتظار فرج یعنی کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت برای آن هدفی که امام زمان (ع) برای آن هدف قیام خواهد کرد آماده کردن، آن انقلاب بزرگ تاریخی برای آن هدف انجام خواهد گرفت و او عبارت از است ایجاد عدل و داد زندگی انسانی ،‌زندگی الهی، عبودیت خدا، این معنای انتظار فرج است.

امیدواریم که این بیانات روشنگر تا حدود زیادی دکترین انتظار را برای ما روشن کرده باشد که در این دکترین انتظار چیست و چه ویژگی هایی دارد و منتظر کیست و منتظران چه وظایفی دارند.

18

رسیدیم به موضوع بسیار مهم انتظار و وظایف منتظران و همانطور که گفتیم تلاش کردیم که این بخش را به ویژه مزین کنیم به بیانات آن منتظر واقعی و کسی که عمر خودش را در نهضت انتظار سپری می کند که یکی از بزرگترین سربازان و بلکه بزرگترین سرداران این نهضت است یعنی رهبر معظم انقلاب، اگرچه بقیه بخش های مباحث ما هم  به نوعی از اندیشۀ سرشار از نور و معنویات این بزرگوار  گرفته شده و بیشتر این مباحث را ما از بیانات ایشون استنباط کردیم و استخراج کردیم اما در این تبیین، یعنی در تبیین خود مفهوم انتظار و ماهیت انتظار و وظایف منتظران به قدری بیانات معظم اله زیبا بود که حیفمان آمد که با بیانات خودمان این مبحث را بیان کنیم و تلاش کردیم که تا آنجایی که می شود عین الفاظ ایشون را تقدیم حضورتان بکنیم.

با ماهیت انتظار آشنا شدیم و دانستیم که انتظار در دکترین انتظار بی عملی نیست و نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست بلکه این انتظار که انتظار حاکمیت الهی است و انتظار این است که جهان غرق در عدالت و صلح شود برای رسیدن به آن زمان باید تلاش کرد، نهضتی است این نهضت باید گرم شود و پررونق شود و هرچه این نهضت گسترده تر بشود زمان پیروزی نزدیک تر خواهد بود.

اما دربارۀ وظایف منتظر از بیانات این بزرگوار استفاده می کنیم که می فرماید: ما آن وقتی می توانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم، از همین جا متوجه می شویم که یکی از وظایف منتظران در دکترین انتظار عبارت است از تلاش برای آماده کردن زمینه برای ظهور، برای ظهور مهدی موعود ارواحنا فداء زمینه باید آماده بشود وآن عبارت است از عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام است.  در همین جا در این قسمت توقف می کنیم . پس وظیفۀ ما آماده کردن زمینۀ ظهور است. چگونه باید زمینۀ‌ظهور را آماده کرد؟ دکترین انتظار به ما می گویند که آماده کردن زمینۀ انتظار عبارت است از عمل کردن به احکام اسلامی،‌1-  وظیفه مان این است که تا آنجا که می توانیم به صورت فردی و خانوادگی به صورت اجتماعی چه در محلۀ‌کوچک و چه در شهر و چه در کل کشور باید تلاش بکنیم که به احکام اسلامی عمل بکنیم. پس 1- عمل کردن به احکام اسلامی است.

دوم تلاش برای حاکمیت قرآن و اسلام است. متن رهبر معظم انقلاب را توجه کنید می‌فرمایند که زمینه باید آماده بشود و آن عبارت است از : عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن اسلام است، اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیک شدن ملت‌های مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود ارواحنا فداء به وسیلۀ ملت ایران برداشته شده است و آن ایجاد حاکمیت قرآن است. این بیانات را ایشون در 25/9/76 ارائه کرده اند. تا اینجا روشن شد که انتظار عمل است، انتظار نهضت است، انتظار حرکت است، انتظار قیام است، انتظار یعنی قرار گرفتن در مسیری که امام زمان برای آن قیام خواهد کرد، انتظار یعنی تلاش برای تحقق آن اهدافی که قیام حضرت مهدی برای تحقق آن اهداف است یعنی عدالت، یعنی قسط، یعنی پیشرفت.

انتظار یعنی سربازی، انتظار یعنی آگاهی، انتظار یعنی امید، انتظار یعنی ایستادگی به عنوان یک سرباز فداکار و مبارزه با همۀ دنیای استکبار و مبارزه با همۀ‌دنیای شیطانی و مبارزه با همۀ قدرتی که محصول هوس های بشر است،‌ محصول جهالت های بشر است، محصول استکبارات بشر است.

بیانات معظم له نکات روشنگری دارد که بیشتر ما را در جریان اینکه یک منتظر چگونه باید باشد قرار می دهد از جمله در همین بیانات 30/8/71 می فرماید : بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان  این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مومنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان خود را آماده کنند. پس به چند نکته اشاره کردند: 1- اینکه یک منتظر، یک عضو نهضت انتظار باید خودش را به لحاظ معنوی و اخلاقی بسازد. معنویت خودش را بالا ببرد. اخلاق را بشناسد و خودش را مخلف کند به فضایل اخلاقی. و از همه اینها مهم تر یک منتظر باید پیوندی عمیق و گسترده، پیوندی دینی و اعتقادی و پیوندی عاطفی با سایر مومنین داشته باشد. پس در دکترین انتظار یکی از مهم ترین مسائل ایجاد پیوند و ارتباط بین مومنین است. باید تشکیلات داشت . باید مومنین و منتظران با همدیگر ارتباط وسیع یک ارتباط تشکلیاتی که امروز در دنیا در سازمان ها مرسوم است بلکه یک ارتباط و یک پیوستگی عمیق دینی و عاطفی چنین ارتباطی باید بوجود بیاید. برای چه؟ برای پنجه درافکندن با زورگویان باید برای چنین شرایطی خودمان را آماده کنیم و در ادامه می‌فرمایند : کسانی که در دوران دفاع مقدس سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس حضور داشته اند منتظران حقیقی بوده اند، کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است، آماده دفاع از ارزش ها و میهن اسلامی و پرچم برافراشته اسلام است می‌تواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید پشت سر آن حضرت در میدان های خطر قدم خواهد گذاشت، اما کسانی که در مقابل خطر انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را می‌بازند و زانوانشان سست می‌شود کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر می‌اندازد انجام بدهد اینها چطور می توانند منتظر امام زمان به حساب آیند، کسی که در انتظار آن  مصلح بزرگ است باید در خود زمینه های صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد . اینهم بیانات آن بزگوار در 30 /7/81 بود. تا اینجا متوجه شدیم که منتظران چه وظایفی دارند، پس باید بدانیم که انتظار در حقیقت تکلیف آور و الزام آور است انسان منتظر کسی که در نهضت انتظار قرار می گیرد نمی تواند تن به استراحت دهد بلکه باید خودش را مکلف بداند و برای خودش احساس مسئولیت بکند. این بزرگوار در  18/4/90 بیانات روشنگری دارند و می فرمایند: این انتظار تکلیف بر دوش انسان می گذارد، وقتی انسان یقین دارد که یک چنین  آینده ای است، همچنانی که در آیات قرآن هست. وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ  إِنَّ في‏ هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابدين مردمانی که اهل عبودیت خدا هستند می فهمند باید خود را آماده کنند،‌ باید منتظر و متعصب باشد. انتظار لازمه اش آماده سازی خود است. بدانیم که یک حادثه بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشیم، هیچ وقت نمی شود گفت که حالا سالها یا مدتها مانده است که این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمی شود گفت که این حادثه نزدیک است و در همین نزدیکی اتفاق خواهد افتاد. همیشه بایدمنتظر بود. انتظار ایجاد می کند که انسان خود را به آن شکلی ، به آن صورتی  به آن هیئت خلقی نزدیک کند که در دوران مورد انتظار ، آن خلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است.  این لازمه انتظار است، وقتی بنا است در آن دوران منتظر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد، یک چنین دورانی قرار است باشد ما که منتظر هستیم باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آمادۀ عدل کنیم، آمادۀ پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتی را به وجود می آورد. این هم در سال 90 بیان شده است. با همین بیاناتی که گفتیم این مبحث انتظار و ویژگی های منتظران را می بندیم .

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1391ساعت 16:22  توسط مدیر وبلاگ  |